مصاحبه با سرپرستار بخش کودکان شرقی

۰۳ تیر ۱۳۹۱ | ۱۹:۵۶ کد : ۲۷۷۵ خبر صفحه اول روابط عمومی
تعداد بازدید:۴۸
مصاحبه با خانم رخشانی سرپرستار بخش کودکان شرقی
مصاحبه با سرپرستار بخش کودکان شرقی


خانم رخشانی در چه سالی فارغ تحصیل شده اید؟
در سال 1368 فارغ تحصیل و در سال 1369 شروع بکار کردم .

چند سال سابقه کار دارید ؟
22سال سابقه کار دارم ،یک سال در بخش خصوصی دو ، ده سال در بخش سی سی یو اطفال و هم اکنون 11 سال است که در بخش کودکان شرقی هستم .

جابجایی در بخش ها برایتان سخت نبود ؟
ابتدا برایم ثقیل بود ،اما حالا دیگر عادت کرده ام .

اگر دوباره کنکور می دادید باز هم پرستاری را انتخاب می کردید ؟
بله ، چون پرستاری را دوست دارم ، سخت و سنگین است ولی چون کار مفید ی است و مشکلات مردم و بیماران را راه می اندازد ، به شغل های دیگر ترجیح می دهم .

یکی از خاطرات شیرینتان را برایمان بیان کنید؟

 این خاطره بر می گردد به سال 1370 که من هنوز در بخش خصوصی دو کار می کردم خانم جوانی ازیکی از روستاهای خراسان جنوبی در بخش ما بستری بود، این خانم جوان شوهر خیلی پیری داشت طوری که ما در ابتدا، تصور می کردیم که نوه آن آقا است وبعد متوجه شدیم که همسر چهارم ایشان است که شغلش چوپان بود، می باشد.
در آن زمان وسایل پزشکی و تجهیزات آن کمیاب بودو این خانم بعد از بستری به من گفت من مریض دکتر طباطبایی هستم کی منو عمل می کنند ومن گفتم خانم ما دربیمارستان نخ بخیه و سوزن نداریم به همین خاطر عمل شما فعلا کنسل شده در جواب به من گفت خانم من نخ و سوزن تو کیفم دارم می تونم بهتون بدم .

چه خاطره تلخی از بیمارستان دارید؟
خاطره تلخم،مربوط به زمان دانشجویی من است آن موقع زمان جنگ بو د وبمباران شیمیایی حلبچه .
یک روز صبح که سر کار آمدم اتوبوس هایی را در بیمارستان دیدم که مستقیما از حلبچه آمده بودند و مجروحان جنگی کرد عراقی را آورده بود
همه در اثر مواد شیمیایی سوخته بودند و تاول های زیادی داشتند (اشک مجال حرف زدن را بهشان نمی داد )تعداد مجروحین به حدی زیاد بود که روی هر تخت اطفال ، پنج یا شش بچه ،دو ماه تا یک ساله را زیریک چادر اکسیژ ن قرار داده بودند،بچه ها فوق العاده زیبا بودند . شب موقع رفتن با همشون خدا حافظی می کردیم صبح روز بعد که برمی گشتیم همه مرده بودند و یک گروه جدید جای آنها بودند.
بچه های چهار تا پنج ساله ، آنقدر چشم هاشون پف کرده بود که دیگه جایی رو نمی دیدند وبرای راه رفتن مجبور بودند دستها ی همدیگر بگیرندو توی سالن بخش راه بروند، خیلی ناراحت کننده بود

از محیط کارتان راضی هستید؟
بله پرستار جماعت ،با همه چیز سازش دارد.
چون حرفه پرستاری ، به انسا ن درس می دهدو در زندگی انسان را می سازد به صورتی که پرستاری جزئی از وجود انسان می شود.

خانم رخشانی بزرگترین آرزوی شما چیست؟
سلامتی همه ،مخصوصا بیماران .

در روند زندگی به خودتان چه نمره ای می دهید؟
18

بهترین همکارتان را نام ببرید؟
خانم هماوند

تغییرات اخیر را چگونه ارزیابی می کنید؟
بسیار مثبت .در موقعیت جدید،احساس امنیت شغلی پرسنل بیشتر شده .ارتباط با مدیریت و دفتر پرستاری برای پرسنل بیشتر وراحت تر شده.دفتر شکایات و پیشنهادات که بر پا شده برای بیماران خیلی خوب است چون در مورد حق و حقوق خودشان اطلاع پیدا می کنند با وجود اینکه برای پرسنل به نوعی دردسر ساز است ولی برای بیماران بهتراست و امتیاز مثبت دیگری که بوجود آمده استفاده از مکان های زیارتی و تفریحی مثل مشهد و شمال می باشد.

در آخر چه پیغامی برای همکاران دارید؟
در هرزمینه ای درجهت بهبود بیماران سعی و تلاش کنند. همه بیماران را به یک چشم نگاه کنندو تفاوتی بین بیماران نگذارند واین حس را داشته باشند که به فرزندان ویا عزیزان خود کمک می کنند.

گزارشگر :معصومه قدیری
عکس از : معصومه قدیری

نظر شما :